mafia2


بین این چند بازی که گفتم به نظرم مافیا2 از همه بهتره
این بازی یکی از بهترین بازی های است که تا به حال دیدم.تو سال۲۰۱۰چهارمین بازی شده امه من بهش رتبه ی یک میدم.





با توجه به شایعات در ماه سژتامبر 2011 از سوی Official Playstation Magazine شعبه ایتالیا id Software در حال توسعه و کار بر روی RAGE 2 عنوانی که در آخر زمان رخ میدهد است. که واقعا جای تعجب دارد زیرا عنوان RAGE هنوز به خرده فروشی ها نیز داده نشده است.

اولیش اینه که وفتی با اسب تو خاک می دوین از پشت اسب خاک بلند میشه
دوم اینکه وقتی کسی رو بکشین ازش خون میپاشه ولی متاسفانه نمیریزه رو زمین
سومیشم برق شمشیر توی آفتاب هست
و آخریش که مهم ترینه اینه که شمشیرتونم خونی میشه
پس بزن به افتخارششششششششششششششششششششش

که بتای آن هم معتاد کننده است!
نکات بسیار جالب در ساخت بازی:
*اعضای ساخت بازی برای طراحی هر چه دقیقتر محیط ها چندین هفته در شهر های رم , توسکانی, ونیز و فلورانس اقامت داشتند و در ان مدت نزدیک به 10000 عکس از بناهای تاریخی مثل ساختمانها , پلها و مجسمه های شهر های نامبرده برای طراحی انها در بازی گرفته شده .
*بااینکه هدف سازندگان از انتخاب Ezio Auditore Di Firenze به عنوان نام شخصیت اصلی بازی هنوز معلوم نیست ولی میشه این اسم رو به این صورت تعبیر کرد :
- کلمه ایتالیایی Ezio از لغت Aetius در زبان لاتین و Aetios یونانی گرفته شده که به معنی عقاب هست
- Auditore در زبان ایتالیایی به معنی کسی هست که شنونده هست یا به صورت کلی شخصی که گوش می کند که در ان زمان به کسانی که شغل اداری داشتند به خصوص قاضی ها اطلاق میشده
- و Di Firenze یعنی از فلورانس
* سازندگان بازی از اول می خواستند که داستان سری Assassin’s Creed درباره افراد و خانواده های مختلف در بازه های زمانی متفاوت روایت بشه و به هیچ وجه قرار نبوده که داستان فقط به یک فرد خاص محدود بشه.
* نقش داوینچی برای Ezio در بازی مثل نقش Q برای جیمز باند است !!
* ماکیاولی در بازی تاکتیک های مهمی رو به Ezio آموزش میدهد.
*لورنزو مدیچی بعد از اینکه از یک سو قصد از طرف خانواده Pazzi به طرز معجزه اسایی نجات پیدا میکنه به یکی از طرفداران Ezio تبدیل میشه(در طی ان سو قصد برادر مدیچی به قتل میرسه ) البته از انجایی که مدیچی در ان زمان دارای سیستم بانکی بوده معلوم نیست که چه تاثیرهایی میتونه در اینده برای Ezio داشته باشه .
*زندگی Catrina Sforza بعد از قتل شوهر اولش و اسیر شدن خودش و فرزندانش توسط خانواده اورسی در بازی نشان داده میشه و احتمالآ در ادامه بازی از Ezio درخواست کمک خواهد کرد .
* ممکن هست که
* خانواده Ezio در بازی توسط خانواده های رقیبشان به قتل میرسند.
*Ezio یک شخصیت خشن و بی روح نیست که فقط به فکر کشتن افراد باشه بلکه یک فرد تحصیل کرده و اگاه به اداب معاشرته که علاوه بر هنر های رزمی در شعر و هنر هم دستی داره و میتونه با قوه بیانش افراد مختلف رو به خودش جذب کنه.
* شهر ها در Assassin’s Creed 2 همگی به نوعی از طریق حومه خودشون (که در انها هم ماموریت های زیادی وجود داره) به هم متصل هستند و دیگه برای رفتن از شهری به شهر دیگر لازم نیست که مثل شماره قبل از مکان طولانی ای مثلKingdom عبور کنید.
کارگاه داوینچی
*مسیرهای خوب برای free-running در بازی با پارچه های سفید نشان داده میشند.
* نگهبانان خنجر به دست جز دارای قابلیت های free-running هستند و فرار از دست انها از بقیه دشمنان سخت تر هست و نگهبانان تبرزین به دست جز باهوش ترین دشمنان بازی به حساب میان.
*سیستم بدنامی یا ‘’Notoriety System’’ بازی براساس اعمال گیمر تعیین میکنه که Ezio در بازی به صورت ناشناس است یا اینکه بین افراد به عنوان یک فرد بدنام شناخته میشه که در حالت دوم تعدادی ماموریت اضافی مثل کشتن شاهدان عینی , رشوه دادن به افراد و پاره کردن پوستر های دستگیری Ezio به بازی اضافه میشند.
* اب یکی از عناصر اصلی این شماره از بازی رو تشکیل میده به طوریکه Ezio میتونه تا زمانیکه نفس داره از ان برای پنهان شدن از دید دشمنان استفاده کنه یا اینکه با حرکات خاصی نگهبانان رو به داخل اب کشیده وبعد انها رو خفه کنه همچنین Ezio قادر است که دشمنان خود رو از درون مکانهایی که در انجا پنهان شده نیز به قتل برسانه.
* Ezio میتونه برای فرار از دست نگهبانان بازی به صورت انها خاک بپاشه یا اینکه با سر انها را بزنه همچنین با گرفتن دکمه حمله حرکت مخصوص هر سلاح رو انجام میده که برای خنجر این حرکت شامل زدن ان به حریف و بعد هل دادن ان به سمت یک نفر دیگه میشده.
* احتمال داره که فیلیپ شهباز بازیگر امریکایی که در شماره قبل صدا پیشگی شخصیت الطیر رو برعهده داشت دوباره در این قسمت نیز حضور داشته باشه (پدر فیلیپ یک دورگه ایرانی امریکاییه و مادرش عرب )
*برای استفاده تیغه های پنهان دست های Ezio نیازی به انتخاب انها از قبل نیست و در صورت بی اطلاعی هدف مورد نظر از حضور شما تیغه ها به صورت خودکار فعال میشند به علاوه اینکه در یک حمله ناگهانی میشه دو دشمن رو به صورت همزمان با تیغه ها مورد حمله قرار داد. به گفته طراحان بازی Ezio غیر از این دو تیغه انچنان به سلاح دیگه ای نیاز نداره.
* بعد از عرضه شماره اول سازندگان بازی مدت زیادی رو صرف جمع اوری و تجزیه و تحلیل نظرات منتقدان و طرفداران بازی کردند و در نتیجه عناصر کلیدی Assassin’s Creed 2 براساس واکنش ها و نظرات این دسته از افراد شکل گرفته (با توجه به اینکه هسته اصلی بازی باید دست نخورده باقی می مانده )
*محافظت کردن از قایق یک زن اشراف زاده در کانالهای ونیز , تعقیب فردی در بین جمعیت بازار , و دنبال کردن مرد فراریی در شهر تعدادی از ماموریتهای بازی رو تشکیل میداده . بعضی از ماموریتهای بازی خودشون از چندین عمل کوچک تر دیگه تشکیل شدن و در کل تعداد 200 ماموریت( اصلی و فرعی ) در بازی وجود داره که از طرف افراد مختلف به Ezio داده میشند. سازندگان گفتند که در طراحی ماموریتها گوشه چشمی به سری بازیهای GTA هم داشتند .
* از وسیله پرنده داوینچی برای نجات جان یکی از متحدان Ezio در کاخ یکی از دوک های فلورانس استفاده میشه که برای استفاده از ان دوستان Ezio باید بر روی زمین چندین اتش درست کنند تا مانع از سقوط Ezio و وسیله نقلیه هواییش بشند.
* به غیر از اب و پشته های کاه Ezio میتونه در توده های پشم (یکی از مهمترین کالاهای صادراتی فلورانس ) و گاری های ماهی فروشان ( بین ماهی ها) هم پنهان بشه.
* امکان داره که در بازی اثری از کارناوال ونیز هم وجود داشته باشه که در ان مردم اجازه داشتند که چهره های خود رو با ماسک بپوشانند.
*جدا از اینکه اگر Ezio صدمه شدید ببینه باید به دیدن دکترهای کنار خیابان بره memory syncها هم هنوز در سیستم سلامتی بازی حضور دارند.
*مارگارت مزروه استاد تاریخ از دانشگاه نتردام به عنوان مشاور مسائل تاریخی در تیم سازنده های بازی حضور داره.
* دو فرقه Assassin و Templar اینبار مثل شماره قبل در بازی حضور مستقیم ندارند و به صورت مخفیانه تاثیر خودشون رو در داستان بازی اعمال می کنند اما جنگ بین این دو گروه هنوز هم در Assassin’s Creed 2 جریان داره و در پشت پرده هر حادثه مهم بازی میشه ردی از ان دو رو مشاهده کرد.
این بازی توانسته دنباله ی خوبی برای نسخه ی دوم باشد وحتی اهمیت ان از نسخه ی اول هم بیشتر است.(نظر یادتون نره)
تاریخ پندهای فراوانی برای آیندگان به همراه دارد و اتفاقات و ماجراهای گوناگونی را شاهد بوده است. اما اکثر ما فقط روایت هایی از آن دوران شنیده ایم و آن ها را با افکار خودمان ترکیب کرده ایم. دزموند مایلز (Desmond Miles) هم مانند ما یک فرد بسیار معمولی بود، اما زمانه برای او ماجرای باور نکردنی ای را ترتیب داده بود. مایلز هرگز تصورش را هم نمی کرد که روزی در قلب تاریخ قرار بگیرد و روزگاران قدیم را به چشم ببیند، لمس کند و حتی توانایی تغییر آن را داشته باشد. اما او این کارها را انجام داد و به قهرمانی تبدیل شد که می تواند آینده را برای انسان ها تغییر دهد. مایلز موش آزمایشگاهی ای بود که توسط کمپانی عظیمی به نام Abstergo به بازی گرفته شده بود. وقایع زیادی رخ داد تا او به این مسئله پی ببرد. اما ماجرا هنوز برای او ادامه دارد و مشخص هم نیست که تا چه زمانی درگیر داستان سرایی های Ubisoft در سری بازی های Assassin’s Creed خواهد بود. در نسخه جدید این سری از بازی ها ما با فصل تازه ای از زندگی دزموند و جد او اتزیو آدیتوره (Ezio Auditore) روبرو می شویم.

داستان
داستان بازی دقیقا از جایی شروع می شود که نسخه دوم پایان یافت. همین جا به دوستانی که Assassin’s Creed II را بازی نکرده یا تا انتها پیش نرفته اند، پیشنهاد می کنم که این بازی را به پایان برسانند. چرا که داستان این دو نسخه به شدت با یکدیگر در ارتباط هستند و حتما لازم است که نسخه دوم را به پایان رسانده باشید. اتزیو پس از اینکه الهه ای را مشاهده می کند که پیش گویی ای را برای او یا در واقع برای دزموند بازگو می کند، به سمت شهر خود باز می گردد. به نظر همه چیز آرام است و خبری هم از درگیری نیست، اما غافل از اینکه خانواده برجیا (Borgia) که در راس آن ها چزاره برجیا (Cesare Borgia) قرار گرفته، قصد دارند از اتزیو و خانواده اش انتقام بگیرند. برجیا با لشکری عظیم به ویلای آدیتوره و شهر آن ها حمله می کند و همه چیز را از بین می برد و در این بین عموی اتزیو را نیز به قتل می رسانند. اتزیو پس از این اتفاق به روم می رود تا به سلطنت خاندان برجیا بر روم پایان دهد. اما این تازه اول ماجرا است و اتفاق های زیادی در این مسیر برای او و همینطور دزموند می افتد. در این نسخه علاوه بر اینکه شما داستان اتزیو را دنبال می کنید، با دزموند نیز بیشتر از نسخه های گذشته سر و کار خواهید داشت. دزموند و گروهش پس از اینکه در پایان نسخه دوم از دست گروه Templarها فرار می کنند، به ویلای آدیتوره می روند! ویلا و شهری که اکنون به مکان متمدنی تبدیل شده است. دزموند به دلیل استفاده زیاد از دستگاه Animus قدرت های اجدادش را به ارث برده و همچنین می تواند چیزهایی را ببیند که دیگران از دیدن آن عاجز هستند. داستان بازی از پیچیده گی های زیادی برخوردار است و حتی در بسیاری از ماموریت های جانبی بازی می توان اطلاعات مفیدی را به دست آورد.

گرافیک
گرافیک بازی در مقایسه با Assassin’s Creed II پیشرفت خوبی داشته است. این بار بازی فقط در شهر روم و محیط های اطراف آن در جریان است. شبیه سازی یک شهر کار بسیار آسان تری نسبت به ساخت چند شهر متفاوت است. از همین رو سازندگان جزئیات شهر روم را تا جایی که توانسته اند، بالا برده اند. ساختمان ها از طراحی های هنری فوق العاده ای بهره می برند. مکان های تاریخی روم بسیار خوب شبیه سازی شده اند و زمانی که شما وارد آن ها می شوید، فقط دوست دارید که محیط های اطراف را مشاهده کنید. همانطور که گفته شد، طراحی هنری بازی بسیار خوب است و شما را شگفت زده می کند. طراحی شخصیت های بازی در مقایسه با نسخه قبلی چندان تغییری نکرده و فقط در لباس و حرکات آن ها تغییراتی را شاهد هستیم. حرکات شخصیت های بازی در این نسخه بسیار بهتر از AC II است. همچنین حرکت لب ها با صداها بسیار بهتر و میزان تر شده و طراحی مردم معمولی شهر نیز خوب است. تعداد افرادی که در طول بازی می بینید، در مقایسه با بازی هایی مانند Mafia II بسیار زیادتر است و همین مسئله باعث می شود با افراد تکراری کمتری روبرو شوید. سربازها هم از طراحی لباس بسیار خوبی بهره می برند. نقش و نگارهای روی لباس آن ها و سایر افراد بازی به خوبی دیده می شوند. در کنار این زیبایی ها و نکات مثبت بازی دارای ایرادهای تکنیکی هم هست. همانند نسخه گذشته، بازی دارای مشکل هایی در قسمت سایه گذاری است. سایه های بازی با تاخیر پردازش می شوند. همچنین بافت های بازی هم با تاخیز به نمایش در می آیند. این دو مورد اساسی ترین مشکل های بازی هستند. از دیگر پیشرفت های بازی می توان به فیزک بهتر بازی اشاره کرد. در همان لحظه های ابتدایی بازی، شاهد تخریب پذیری خوب شهر هستیم. این مسئله در نسخه های قبلی کمتر به چشم می خورد.

موسیقی/صداگذاری
موسیقی بازی همچون نسخه های گذشته توسط آقای جسپر کید (Jasper Kyd) ساخته شده اند. در طول انجام بازی، موسیقی های آرام بسیار زیبایی به گوش می رسند که وقتی با مکان های تاریخی و زیبای بازی ترکیب می شوند، احساس آرامش خوبی در شما به وجود می آورند. موسیقی ها به همان سبک نسخه دوم ساخته شده اند و همین مسئله ارتباط این دو بازی با یکدیگر را بیشتر کرده است. همچنین در زمان اکشن و مبارزه ها نیز موسیقی بازی ریتم هیجان انگیزتری به خود می گیرد و شما را بسیار هیجان زده می کند. صداگذاری در این نسخه همانند نسخه های گذشته است با این تفاوت که در این نسخه Mo-Cap بهتری را برای صورت شخصیت های بازی شاهد هستیم و به همین دلیل هماهنگی دیالوگ ها با حرکت لب ها بسیار بهتر شده است. صداگذاران نسخه های قبلی مانند نولان نورث (Nolan North)، راجر کریگ اسمیت (Roger Craig Smith) و کارلوس فرو (Carlos Ferro) در این بازی هم حضور داشته اند و به ترتیب روی شخصیت های دزموند مایلز، اتزیو آدیتوره و لئوناردو داوینچی (Leonardo Da Vinci) صداگذاری کرده اند. در کل می توان صداگذاری این بازی را بسیار خوب قلمداد کرد.

گیم پلی
بازی Assassin’s Creed: Brotherhood هسته اصلی گیم پلی نسخه های گذشته را حفظ کرده و به آن جزئیات بیشتری اضافه کرده است. در این نسخه شما یک شهر بسیار بزرگ را پیش رو دارید که رفتن به قسمت های مختلف آن زمان زیادی می خواهد. می توانید طبق نسخه های گذشته از روی بام خانه ها بپرید و به قسمت های مختلف بروید و یا از اسب استفاده کنید. شهر به گونه ای طراحی شده که شما بتوانید به خوبی با اسب در آن رفت و آمد کنید. همچنین راه های مخفی در شهر قرار دارند که می توانید از آن ها تردد کنید. استفاده از این راه ها را به شدت پیشنهاد می کنم، چون شما را بدون کوچکترین جلب توجه و درگیری ای به محل مورد نظر می برند. این مکان ها را به نوعی می توان ایستگاه های مترو آن زمان دانست. در این نسخه بازیکن اکثر قدرت ها و امکاناتی را که در نسخه گذشته کسب کرده، به همراه خود دارد. شاید در نگاه اول فکر کنید که الان دیگر قدرتمندترین فرد شهر هستید و کشتن نگهبان ها مثل آب خوردن است. اما اینچنین نیست. دشمنان و سربازها نیز همانند شما بسیار قوی شده اند و از سلاح ها و زره های بهتری بهره می برند. اما بازی یک راه حل پیش پای شما قرار داده است. می توانید برای خود تجهیزات جدید و زره های تازه تهیه کنید. البته تمام این ها نیاز به پول دارد و پول هم از انجام ماموریت های مختلف به دست می آید. در طول بازی مغازه های بسیاری را مشاهده می کنید که بسته هستند. می توانید این مغازه ها را بخرید و از امکانات آن ها استفاده کنید. این مغازه ها هر چند وقت یک بار نیز به شما پول می دهند، چون شما صاحب آن ها هستید. در بازی سلاح های جدید زیادی قرار گرفته اند. اتزیو با هرکدام از این سلاح ها می تواند حرکات و تکنیک های مختلفی را اجرا کند و دشمن را به روش های مختلف از بین ببرد. این حرکات یکی از جذابیت های بسیار خوب بازی در زمان نبردها هستند. ماموریت های بازی نیز در مقایسه با نسخه های قبلی از تنوع بهتری برخوردار هستند و کمتر شما را خسته می کنند. آن ها را می توان به چند دسته مختلف تقسیم کرد: مرحله های کاملا اکشن، مرحله هایی که باید به صورت کاملا مخفیانه انجام شوند و مرحله هایی که شامل تعقیب یا گریز می شوند. البته هر کدام از این حالت ها در طول بازی به روش های مختلف شما را درگیر خود می کنند. همانطور که از نام بازی هم مشخص است، اتزیو در این نسخه برای رسیدن به اهدافش قصد تشکیل یک گروه را دارد. در طول بازی باید افراد مناسبی را برای گروه خود پیدا کنید و پس از مدتی می توانید از این افراد در ماموریت های خود استفاده کنید. البته باید این افراد را هم مانند خود به تجهیزات خوب و قوی مجهز کنید. گیم پلی همچنان دارای مشکلات نسخه های قبلی است، اما در مقایسه با آن ها بسیار بهتر شده است. در این نسخه کمتر با گیر کردن دشمن ها در هوا و یا در و دیوار روبرو خواهید شد. همچنین با افت فریم کمتری هم مواجه می شوید. اما همین مشکلات اندک هم در برخی از قسمت ها باعث بروز مشکلات زیادی می شوند. در این نسخه بخش چندنفره نیز قرار گرفته است. قسمتی که حتما طرفداران خاص خودش را دارد و ساعت ها گیم پلی هیجان آور را برای بازیکنان به همراه می آورد. بخش چندنفره دارای چهار نقشه مختلف است که بسیار شبیه به شهر روم و شهرهای نسخه های قبلی طراحی شده اند. در بخش چندنفره می توانید مهارت های خود در زمینه Assassin بودن را محک بزنید و ببینید که در رویارویی با سایر بازیکنان چه برتری ها و چه ضعف هایی دارید. در این نسخه زمان هایی فرار می رسند که شما باید حتما دزموند را خارج از دنیای Animus کنترل کنید. این مسئله یکی از بخش هایی بود که همیشه طرفداران این سری از بازی ها خواهان آن بودند و اکنون Ubisoft این فرصت را برای آن ها فراهم کرده است.

نتیجه گیری
استودیوی بازیسازی Ubisoft Montreal با توجه به مدت زمان یکساله ای که در اختیار داشته، توانسته یک بازی خوب را روانه بازار کند. بازی ای که از بعضی جهات بسیار بهتر از نسخه دوم است، اما وجود مشکلات تکنیکی در گرافیک و گیم پلی از زیبایی و کیفیت آن کم کرده است. این نسخه یک دنباله بسیار خوب و یک بازی قابل قبول در بین عناوینی است که در مدت یک سال ساخته می شوند.


Masyaf

مانند نسخه اول این سری,داستان بازی Assassin's Creed: Revelations نیز در شهر Masyaf شروع می شود.Ezio برای یافتن اطلاعات بیشتر در مورد الطیر به قلعه Masyaf می رود ولی میبیند که قلعه توسط تمپلار ها تسخیر شده است.
Alexander Amancio می گوید:" اتزیو برای یافتن اطلاعات در مورد الطیر و همچنین یافتن پاسخ برای سوال هایش به قلعه Masyaf می رود تا از کتابخانه انجا استفاده کند.او قدم در راه الطیر می گذارد."
البته اتزیو در سفر اولش به Masyaf به دلیل به تصرف درامدن قلعه نمیتواند جواب سوال های خود را پیدا کند.ولی در پایان بازی دوباره به Masyaf باز میگردد . اگر Ezio تمام انچه الطیر میدانست را پیدا کند , Masyaf مکان مهمی برای پیدا کردن اسرار Assassin's Creed می شود.



البته برای Ezio ضروری نیست که وارد این شهر شود. در واقع این شهر نقشه برای قسمت مولتی پلیر بازی است. در قرن شانزدهم این شهر توسط انجمن Knights Hospitallers کنترل می شد و انها در شهر قلعه ها و دژ های بسیاری در این جزیره ساختند. البته در طول تاریخ حکومت های زیادی قصد تصرف این جزیره را داشتند و در این بازی عثمانی ها قصد تصرف انجا را دارند.
بازی Assassin's Creed: Revelations نوامبر سال 2011 منتشر خواهد شد.
با تشکر فراوان از:http://acf.blogfa.com
با دیدن این صحنه دزموند از روی انیموس بلند می شود و با لوسی ( که یک کپی از برنامه انیموس دردست دارد ) از آزمایشگاه خارج می شود . درادامه راه لوسی با بستن یک درب شیشه ایچند نگهبان را جا می گذارد و دو نگهبان دیگر را با حرکات نرم ولی خشن از پا در می آورد( دزموند با دهانب باز به این صحنه نگاه می کند که چه طور یک جوجه دانشمند این کار ها را انجام می دهد ) سپس او و لوسی به کمک آسانسور به طبقه هم کف روفته واز میان پارتیشن بندیه سالن خود را به طرف دیگر آن می رسانند و به در الکترکی ساختمان می رسند . در این هنگام لوسی متوجه می شود که رمز درب را به طور صحیح وارد نمی کند و به این ترتیب نمی توانند از در خارج شوند اما دزموند به کمک UEGEL VESUION رمز درست را کشف کرده و با هم به پارکینگ می روند .
در محوطه پارکینگ با چندید نگهبان مواجه می شوند که لوسی و دزموند همه را از پای در آورده و به سمت ماشین لوسی می روند . سپس لوسی به دزموند اشاره می کند که وارد صندوق عقب ماشین شود . دزموند که ناراحت شده به لوسی می گوید که : شوخی می کنی ؟ و لوسی هم ( مثل همیشه ) با لحنی سرد وخشک می گوید این کار به نفع توست . سپس صحنه CUT می خورد و با دزموند را می بینیم که در صندوق خوابیده است و از تکان های شدیدش می فهمیم که لوسی از آزمیشگاه فرار کرده است .
در صنودق باز شده و دزموند از آ« بیرون می آید و خود را در انباری بزرگ می یابد . و قتی از لوسی می پرسد که اینجا کجاست . به او می گوید که این جا پایگاه موقت ماست . سپس او لوسی به طبقه آخر می روند . قبل از این که وارد یک اتاق شوند لوسی به سمت دزموند می چرخد و به او چند هشدار می دهد . دزموند هم با تکان دادن سر با لوسی موافت می کند . سپس لوسی کاری را انجام میدهد که هیچ کس فکر نمی کرد : او به دزموند لبخند زده و او را در آغوش می گیرد ( البته برای لحظاتی کوتاه ) . سپس آن دو با هم ( در حالی که هنوز دزموند گیج است ) وارد آزمایشگاه دوم می شوند . و برای اولین بار چشممان به انیموس 2.0.0 می افتد .
تصویری از انیموس 2 :
![]()
روی این نوار کلیک کنید تا اندازه اصلی عکس را مشاهده کنید. اندازه اصلی عکس 1280x720 است. 
دزموند در آنجا با دوستان لوسی آشنا ( شان و ربکا ) می شود و پس از کمی صحبت با آنها متوجه چند نکته می شود : 1- بر خلاف قبل که انیموس یک دستگاه شبیه سازی بود این بار با تزریغ مواد شیمیایی و اتصال به حسگر های مخصوص وارد زمان گذشته می شود
2- انیموس 2 درست کار نمی کند و هنوز در مرحله آزمایش است !
پس از کمی صحبت دزموند روی انیموس می نشیند و به خاطرات جدش باز می گردد .
پس از لود شدن شهر و دیدن نمایی زیبا از شهر فلورانس دزموند خود را در قالب اتزیو که جوانی بیش نیست می بیند که در خیابان با طرفداران خود جمع شده است . در طرف مقابل جوانی ( ویری پاتزی ) دیگر با طرفداران خود قرار دارد .
اتزیو و ویری کمی یکدیگر را مسخره می کنند سپس ویری سنگی را از زمین بر می دارد و به سوی اتزیو می اندازد . سنگ در حالت صحنه آهسته به دور خود می چرخد و به صورت اتزیو می خورد و باعث پاره شدن گوشه دهان او می شود .
سپس دو گروه با هم وارد مبارزه می شوند و اتزیو نیز وارد مبارزه شد و موفق می شود که چند نفری را بزند . سپس برادر برزگ تر اتزیو وارد صحنه می شود و دوش به دوش اتزیو مبارزه می کند و پیروز می شوند ( ویری از صحنه فرار می کند ) .
پس از این ماجرا برادر بزرگ تر اتزیو نگاهی به زخم اتزیو می کند و می گوید که تو بایددرمان شوی . سپس اتزیو می گویید که پولی ندارد . برادر بزرگتر به او می گوید که افرادی را که زده است بگردد و پول آنها رابردارد سپس اتزیو وارد کار شده و پول چند نفری را جمع می کند تا200 فلورانس ( فلورین ) به دست آورد . سپس به همراه برادر بزرگترش از روی ساختمان ها راهی به سوی دکتر پیدا می کنند و از او می خواهند که او را درمان کند . زخم اتزیو در این جا از بین می رود اما جای این زخم همواره در بازی روی صورت او است .
سپس آن دو با هم مسابقه می هند و به روی پشت بام کلیسا می روند در آنجا بردار اتزیو به او می گوید که او باید به خانه برود اما اتزیو نگاهش را به یک ساختمان دیگر می اندازد . و برادر بزرگتر مقصود او را در می یابد و به او می گویید فکر بسیار خوبی است .
اتزیو خود را به خانه دوست دختر خود می رساند و در خانه او شب را سپری می کند !
فردا صبح اتزیو به خانه خویش می رود . پدرش کمی او را مواخذه می کند اما چیز دیگر به او نمی گوید .
چند روز بعد اتزیو وقت خویش را با خانواده خ.یش می گزراند و به همه افراد خانواده کمک می کند . در این میان روزی اتزیو وارد دفتر کار پدرش می شود و در آنجا با قاضی شهر آشنا می شود .
روزی پدر اتزیو به او نامه های می دهد تا به افرادی مختلف برساند و اتزیو نیز همین کار می کند . اما اتزیو کمی تعجب می کند که چرا پدرش باید برای فقرا و افراد غیر مهم شهر نامه هایی مهم بفرستد . زمانی که اتزیو به خانه بر می گردد خانه را خالی می یابد و سپس با خدمتکار خانه که در گوشه ای به همراه خواهر و مادر اتزیو پنهان شده است بر می خورد او می فهمید که افرادی برای دستگیری پدر و برادرانش به این جا آمده اند .
اتزیو سردرگم از این ماجرا خود را به زندان شهر در نوک برجی می رساند و با پدرش صحبت مب کندپدر او به او می گوید که : در دفتر کار من در بخاری در مخفیی قرار دارد به آنجا برو و لباسی را که آنجا است را بپوش آن لباس برای توست .
اتزیو به خانه باز می گردد و از در مخفی وارد خانه می شود و لباس پردش ( که همان لباس سفید با نشان A که نشان دهنده گروه ASSASSIN است ) را می پوشد و تصمیم می گرد خانواده اش را نجات دهد او از خانه خارج یم شود تا به سمت قاضی شهر برود . در راه با چند سرباز رو به رو می شود و با شمشیر پدرش آ« دو را می کشد . او به سرعت خود را به خانه قاضی رسانده و از او کمک می طلبد . قاضی از میان در به او می گوید که متاسف است وکاری نمی تواند بکند ( در این میان شخصیی با لباس تیره پشت او دیده می شود اما اتزیو متوجه او نمی شود ) .
اتزیو ناراحت و غمگین شب را در خانه سپری می کند و فردا صبح خودرا به محل محاکمه پرد و برادران می رساند . در آنجا می شنود که به پدرش و برادرانش محمک به اعدام با چوبه دار می شوند و با این حرف جلاد خانواده اش را با کشیدن دسته ای دار می زند . اتزیو که خون جلوی چشمانش را گرفته به سمت قاضی یورش می برد . قاضی نیز با فریاد این که: آن پسر را بگیرد او هم یکی از آن هاست . باعث می شود که دو سرباز اتزو را بگیرند . اتزیو نیز با فریاد می گوید من انتقام پدرم را خواهم گرفت سپس سربازانی که او را گرفته اند را بر زمین می زند و شمشیرش را بلند می کند . ناگهان چشمش به یک سرباز GOLDEN ARMY ( که بسیار بزرگت از اتزیو وبا لباسی طلای و تبری بزرگ به همراه دارد ) می افتد . سرباز با یک ضربه شمشیر اتزیو را می اندازد و اتزیو ناچار پا به فرار می گزارد و به خانه ای می رود که خدمتکار خانوادگیشان مادر و خواهرش را در آن پنهان کرده . در آن جا با بانو لیونا آشنا می شود و از یک hidden blade به او می دهد و چند آموزش نظیر استفاده از دختر هابرای جلب توجه و جیب بری و....
اتزیو سپس به خانه داوینچی که یکی از دوستان نزدیک مادرش است می رود و به کمک او تیغه مخفی خود را بهدست کرده و طرز کار آن را می یباد . اما لحظه ای که داوینچی به تزیو می گوید که باید انگشت خود را برای این کا ر قطع کند اتزیو شجاعانه انگشت خود را روی میز می گزارد اما ساتور را کنر دست او می کوبد و به اتزیو می گویو این روش ها دیگر قدیمی شده و می گوید نیازی به این کار نیست . سپس اتزیو راهی می شود تا قاضی را که به پدر خیانت کرده بکشد و او را در میان یک مهمانی می یابد و با ضربات متعدد تیغه مخفی او را از پا در می آورد . سپس از روی جسد او بلند شدهو می گوید : من اتزیو دی فیرنزه . اتقام پدرم . بردرانم را گرفتم . و سپس از میان سربازان فرار کرده و خود را به خانه می رساند .
سپس به همراه خانواده اش به شهر کوچک Monteriggioni که عمویش در انجا زندگی می کند می برد . اما در راه ورود به شه راتزیو و خانواده اش با ویری و سربازانش مواجه می شود . اتزیو چند تن از افراد ویری را می کشد . اما به دستور ویری سربازان بیشتری او و خانواده اش را محاصره می کنند در این لحظه از جایی نامعلوم تیر هایی به سربازان پرتاب می شود شپش شخصی که چشم راستش مصنوعی است از میان بوته ها بلند می شود و شمشیری را به اتزیو می دهد سپس اتزیو به همراه مرد و افرادش با ویری می جنگند و باز هم ویری فرار می کند .
سپس اتزیو در مقابل مرد زانو زده و شمیشر را در دستنش رو به بالامی برد تا از مردتشکر کردهباشد و شمشیرش را پس بدهد .
مرد می خندد و می گوید : بلند شو اتزیو این شمیر دیگر به تو تعلق دارد . من ماریو ادیتوره هستم . عموی تو !
سپس اتزیو و خانوادهش را به گرمی در شهر خود می پذیرد . اتزیو در این شهر به حقیقت این که پدرش یک اساسین بوده پی می برد . نصمیم می گرد که خود نیز یک اساسینشود ا در شهر آموزش های نظامی خود را تکمیل کرده و برای خود تجهیذات نظامی می خرد . سپس راهی فلورانس شده تا یک تیغه مخفی دیگر را بدست آورد . او به شهر برگشته و با ماریو به تمرین شمشیر بازی می پردازد بعد از پایان کار ماریو به اتزیو می گوید حالا آمده است که انتقام پدرش را بگیرد . اتزیو که بی خبر از همه چیز هست می گوید که انتقام خویش را قبلا گرفته اما به دلایلی ماریو از این حرف به شدت عصبانی شده و اتزیو را ترک میکند وقتی اتزیو برای بدست آوردن جوابی روشن پیش ماریو می رود در مییابد که او به شهر دیگر رفته اتزیو نیز به دنبال او به شهری که ماریو رفته می رود و در می یاب که پردش زیر یک خیانت بزرگ مرده است . او سپس ویری را که در همان شهر سکونت دارد راپیدا کرده و می فهمید که او نیز در مرگ پدرش دست داشته . اتزیو به کمک ماریو و افرادش به شهر حمله کرده و در نهایت اتزیو موفق به کشتن ویری می شود .
زمانی که اتزیو به ویلا ( Monteriggioni ) باز می گردد . ماریو به افتخار او جشنی ترتیب می دهد و سپس اتزیو را به داخل خانه برده و به او نشان می دهد که راز بزرگ اساسین ها در یک دیوار به نام codex wall است که برای کامل کردن آن به همه ی تیکه های codex page نیاز است . سپس اتزیو را به زیر زمین مخفی می برد و در آنجا مجسمه های اساسین های زمان های دیگر را به او نشان می دهد ( از جالب ترین نکات این مکان این است که مجسمه داریوش نیز در ایم میان دیده می شود و در زیر مجسمه نوشته شده است یک اساسین ایرانی ! ) در مرکز این مجسمه ها مجسمه الطیر قرار دارد . ماریو به اتزیو می گوید که هر کس معمای این اتاق را حل کند می تواند از لباس الطیر استفاده کند .
اتزیو پس از این ماجرا به فلورانس بازگشته ویکی یکی خیانت کاران را می کشد (در این میان چندین بار مردی بالباس های تیره را می بیند ) و به کمک داوینچی اسلحه های جدید خود را به دست می آورد .
در این میان دزموند از روی انیموس بر می خیزد و کار هایی رابرای لوسی انجام می دهد . همان طور که گفتم این دستگا بر خلاف انیموس شماره یک با ممواد شیمیایی کار می کند و این مواد هر از گاهی آثار جانبی خود را به نمایش می گذارد .
یک بار وقتی دزموند به آزمایشگاه بر می گشد ناگهان دوچار اختلالات روانی شد و خود را در شهر acre که در بازی اول وجود داشت و در نقش الطیر می بیند او شخصی را تا بالای قلعه نظامی آن شهر تعقیب می کند و زمانی که به نوک برج می رسند می فهمد کسی را که تعقیب کرد است همان ماریا است که در بازی اول خود را در نقش رابرت دسابل جا زده بود . الطیر شب را در کنار ماریا سپری می کند و ( اهم .... اهم ...... ) . از این اتفاق است که می فهمیم چرا اتزیو که جدش الطیر بوده است در شهر فلورانس زندگی می کند .
سپس دزموند از خواب بیدار می شود و خود را در تخت آزمایشگاه می یابد سپس او دوباره وارد انیموس 2 شده و ادامه ماجرا ...
زمانی که اتزیو همه افرادی را که در شهر فلورانس به پدرش خیانت کرده می کشد . مدارکی حاکی بر این که اشخاص دیگری در شهر ونیز وجود دارند که به پدرش خیانت کرده اند می یابد و به کمک کالسکه لئونارد داوینچی به ونیز می رود . البته در راه با راهزن ها می جنگد . اتزیو در بدو ورد به شهر بزرگ ونیز با دختری آشنا می شود و پس از مجروح شدن او به او کمک می کند تا به اهداف برادرش برسد . اوسایر افراد خیانت کار را در شهر کشته و به کمک ماشین پرنده داوینچی وارد یکی از ساختمان های غیر قابل نفوذ شهر می شود و قاضی شهر را می کشد .
او در ادامه در جشنی بالماسک وزیر شهر را می کشد .
اتزیو چند تن دیگر را دنبال کرده و همه را می کشد . در این جاست که انیموس با توجه به این کهدرست کار نمی کند جهشی 10 ساله را انجام می هد و اتزیو خود را در شهر ونیز در حالی که ریش در آورده می بیند . سپس داوینچی به او راز codex page را می گوید و می گوید که تنها با داشتن سیب جاودانگی می توان آن را حل کرد .
سپس اتزیو خود را به محلی که سیب جاودانگی نگهداری می شود می رساند و خود را در قالب سربازی در می آورد و سیب جاودانگی را به همراه چندسرباز به محلی خاص از شهر می برد . در آنجا با همان مرد سیاه پوش که در بازی چندین بار دیگر مشاهد کرده است می بیند و در می یابد که همه این ها زیر سر اوست او سپس با او که رودریگ بورگیا نام دارد مبارزه کرده و درست در لحظه ای که نزدک است شکست بخورد تمامیه افرادی که در طول بازی به آنها کمک کرده از جمله عمو ماریو به کمک وی می شتابند و روردیگ را شکست می هند و اما او موفق به فرار می شود . اتزیو در می یابد که همیشه این افراد به او کمک کرده اند . سپس اتزیو در بالای برج شهر نشان وفاداری را بر دست خود داغ می زند ( در این هنگام به طوری خیلی کوتاه دزموند از روی انیموس بلند می شود ) .
در ادامه اتزیو راز codex wall و مجسمه اساسین ا را حل کرده و در نهایت به کمک سیب جاودانگی به جنگ رودریگ در رم می رود .
اتزیو راه خود رااز میان صد هاسرباز باز کرده و بالاره خود را به کلیسای بزرگ شهر می رساند در انجام رودریگ را می یابد که خود را پاپ معرفی کرده است . اتزیو در این هنگام دو راه دارد
1- به صورت مخفیانه به بالای سر او برود و از آن جا بر روی سر روریگ پریده و او را air assassinat کن
2- از همان ابتدا پایین پریده و با 16 سرباز طلایی بجنگد و درنهایت خود را به رودریگ برساند
من هر دو راه را رفتم و به نظرم راه دوم برای کسانی کهمی خواهند انتقامی درست و حسابی بگیرند بسیار مناسب است . در این هنگام اتزیو رودریگ را می کشد اما درست لحظه ای که اتزیو می خواهد برود رودریگ چشم باز کرده و با عصایی شگفت آور اتزیو را به طرف دیگر اتاق پرتاب می کند . سپس با جادویی همه مردم را فلج می کند اما این جادو بر اتزیو اثر نمی گذارد چرا که سیب جاودانگی را به همراه دارد و در این هنگامن اتزیوبه کمک سیب جاودانگی بدل هایی را برای خود می سازد ( دقیقا همان کاری که المعلم کرد ) و با آن ها به جنگ رودریگ و عصای سحر آمیزش رفت . اما دوباره لحظه ای که می خواست رودریگ را بکش . اون اتزیورا به زمین انداخته و به بالای سر او می رود و سیب جاودانگی را از اتزیو میگیرد و در عصای خود که حالا قدرتش چندین برابر شده است می گذارد . سپس با اشراه دست اتزیو را روی هوا بلند کرده وبسیار ناجوانمردانه خنجری را به پهلوی او فرو می کند ( این صحنه خیلی تاثیر گزار بود و مرا خیلی متاسر کرد ) سپس دید اتزیو تار می شود و از هوش می رود .
اتزیوبار دیگر به هوش آمده و همچنان خود را بر روی زمین می بیند اوراه خود را از دری مخفی به جلو طی میکندو در سالنی بزرگکه شباهتی زیاد به قرن مدرن دارد می بیند .
رودریگ عصای خود را در وسط زمین قرار داده و با التماس می خواهد دری برایش باز شود .
اتزیو خود را به رودریگ می رساند و سپس شروع به در آوردن اسلحه های خودم می کند او شمشیرش را می اندازد . خنجرش را می اندازد . تیغه مخفیش را می کند و با دست های خالی به جنگ رودریگ می رود و او را از پای در می آورد سپس شرروع بع خفه کردن او میکند اما درست در لحظه مرگ او اتزیو دست از کار خود می کشد ومی گوید تو خانواده من را کشتی اما کشتن تو آنها را زندهنمی کند . من توورا نمی کشم چون مثل تو نیستم . در این هنگام به وسط اتاق رفته و به کمک عصای رودریگ در مخفی را باز می کند و در آن جا با یک نمادی از خدا به نام مینروا رو به رو می شود او از اتفاق وحشتناک سخن می گوید که دنیا را نبود می کندو اتزیو را کسی می خواند که دنبا را نجات می دهد . اتزیو که از این خبر متحیر شده است . ناگهان خد را در برابر جهان هستی می بیند .
در این هنگام ناگهان با تکانی شدید دزموند از روی انیموس بلند می شود و می بیند که همه در تکاپو هستند لوسی به سمت دزموند چیزی را پرتاب می کند و می فهمد که آ« همان hidden blade hست . دزموند و لوسی خود را به طبقه هم کف می رسانند ودر آن جا با دکتر که در بازی اول حضور داشت رو به روی میی شوند .
پس از این که اتزیو افراد دکتر را با توانایی های اساسین خود از پای در می آورد . رو به دکتر می کند . اما دکتر می کوید : ازاین پیروزی لذت ببر آقای مایلز ولی من دوباره باز خواهم گشت .
در این هنگام لوسی به دزموند می گوید که منظور مینروا از حادثه ای وحشتناک جابه جایی قطب های زمین است و سپس دزموند به همراه لوسی و شان و ربکا از آزمایشگاه فرار می کنند .
سیستم بالارفتن از دیوار و پریدن همچنان یکسان با بازی اول است مگر در دو نکته :
1- اتزیو می تواند از طناب ها و محل های خاص آویزان شود و گردش 90 درجه ای داشته باشد تا خود را به ضلع دیگر ساختمان برساند


ASSASSIN'S CREED I
در این جا فکر می کنید که بازی تمام شده . اما اشتباه می کنید شما بعد از بلند شدن از روی انیموس متوجه می شوید که توانیی egeal visuion را در زمان حاضر به دست آورده اید . سپس به اطاق خواب خویش رفته و با نگاه کرده به دیوار اتقا خود و خواندن نوشته های نامرئی روی آن بازی به پایان می رسد .
گرافیک : جایی برای مخفی شدن
از همان ابتدا بازی هر کسی متوجه عظمت کار گرافیکی بازی می شود . این بازی در زمان خود یکی از چشم نواز ترین گرافیک های بصری را دارا بود .
برای درک این مطلب می توانید به یکی از ساختمان های مرتفع شهر acre بروید و از آنجا شاهد عظمت کار باشید بینید که عنصر آب و باد چه قدر زیبا به تصویر کشیده شده است . ببینید که چه طور باف های لباس الطیر ظریف طراحی شده است . ببینید فازی شهر چه قدر جزئیات بالایی دارد . ببینید که چطور زمانی که از ویو پوینت ها شیرجه می زنید گرافیک بازی چشم نواز است .
اما با این حال با وجود کار زیاد و جزئیات بسیار بالا باز هم اشکالی در بازی وجود دارد
برای مثال می توان از فولاد بود شهر نام برد . منظورم این است که هیچ قسمتی از شهر هرگز تغییر نخواد کرد . هیچ گاه شما شاهد خط افتادن روی دیوار ها نمی شوید . هیچگاه شما با ضربهزدن به دیوار به آن آسیبی وارد نمی کنید و هیچ گاه سرباز هایی که با شمشیر قیمه قیمه می کنید تغییر نمی کند مگر آن که خونی شود .
از دیگر اشکالات گرافیکی بازی می توان به ساختار عجی شاهینی که بر روی ویو پوینت ها می نشیند اشاره کرد زیرا این پرنده مگر زمانی که برای رو لبه دیوار می نشیند همچون یک برگ کاغذ 2 بعدی است .
از دیگر نو آوری های گرافکیه این بازی می توان به این اشاره کرد که گرافیک منظم و چند ضلعی بازی زمانی که بر روی یک هدف قفل می کنید تبدیل به گرافیکی محدب و دایره ای می شود و بافت های لباس اشخاص بی اندازه با کیفیت می شود .
نکتهخ دیگر عجیب بازی یکسان بود تمامیه شمشیر های دشمنان ( مگر در مواردی انگشت شمار ) یکسان است که بسیار عجیب است .
نکته بعدی این است که شهر بر خلاف اکثر بازی های open world پر از جمعیت و مردم عادی است که البته بعد از مدتی همه این ها تکراری می شوند و اگر شما یک فرد معمولی را در بازی تعقیب کنید متوجه می شوید که آنها همراه مسیر مشخصی را دور می زنند حتی زمانی که شما جلوی چشمشان یک آدم را می کشید تنها در همان مسیر می دوند و زمانی که به شما بر خورد کنند بر خلاف جهت سابق می دوند .
مکان های مشهور بازی مثل قدس و کلیسای بایا و آیه های قرآن دور ساختمان ها بسیار زیبا و واقع گرایانه کار شده . خصوصا آیه هایی که به دور مساجد نوشته شده است کاملا واقعه ای می باشد .
صحنه هایی از بازی :
![]()
روی این نوار کلیک کنید تا اندازه اصلی عکس را مشاهده کنید. اندازه اصلی عکس 1280x720 است. 

![]()
روی این نوار کلیک کنید تا اندازه اصلی عکس را مشاهده کنید. اندازه اصلی عکس 740x416 است. 

موزیک و صدا ( صدا گذاری خودمون ) : اون طرف رفت !
صدا گذاری بازی در حد قابل قبول به سمت عالی است .
یکی از زیبا ترین صدا گزاری های بازی را هنگامی که از ویو پوینت ها شیرجه می زنید تجربه خواهید کرد چرا که صدای جیغ شاهین که در شهر می پیچد و با نزدیک شدن شما به زمین کاهش می یابد به شدت آدم را تحت تاثیر قرار می دهد .
یکی از سورپرایز های جالب این بازی صحبت کردن مردم و سرباز ها به زبان فارسی است برای مثال در شهر اورشلیم زمانی که سرباز ها به دنبال شما هستند و شما فرار می کنید با کمی دقت متوجه خواهید شد که فریاد نامفهوم آنها در واقع جمله فارسیه : اون طرف رفت است که با لهجه ای فوق العاده *** گفته می شود.
دیگر آ« که در آخر بازی الطیر یک آیه از قرآن را برای المعلم می خواند و دیگر آن که مردم اورشلیم با ته لهجه عربی انگلیسی صحیت می کنند .
صدای ضرب آهنگ نبرد بسیار جالب طراحی شده . اما چه شما با یک خنجر به دشمن حمله کنید چه با شمشیر همیشه یک نوع صدا به گوشتان می رسد .
صدای hiden blide بسیار زیبا کار شده و با حرکت داخل و خارج شدن آن هماهنگیه کامل دارد .
همچنین موسیقی بازی بسته به سبک بازیه شما تغییر می کند برای مثال اگر به جایی مبارزه فرار کنید تم آهنگ بازی تبیدل به تمی هیجانی می شود . و یا اگر بایستید و مبارزه کنید آهنگ بازی خشن تر می شود . و یا حتی اگر در حالت مخفی کاری بازیکنید و آهنگ بازی ملایم و سارار آمیز می شود .
گیم پلی : پارکور + شمشیر بازی = الطیر
گیم پلی بازی شاهکارست و بس . گرافیک بازی و حرکات نرم الطیر و کنترل بسیار عالی بازی ( در نسخه های کنسولی ) و آزادی عمل همه دست به دست هم دادند تا تجربه ای خوب برای شما به ارمغان آورند .
گیم پلی بازی بسیار سریع و خوش ساخت است فقط در قسمت کنترل اسب کمی مشکل وجود دارد . که متاسفانه در بازی دوم این مشکلات بر طرف نشده است .
الطیر این توانایی را دارد که از هر بر آمدگی بر روی دیوار ها آویزان شود تاب بخورد و بالا برود و بر فراز بلند ترین برج های شهر و معمولا برای این کار نیاز به فکر کردن نیست و همه راه ها به خوبی نمایان است و شما تغریبا از 98% ساختمان های بازی می توانید بالا بروید
همچنین شما می توانید از مکان های مرتفع زمانی که زیر پایتان گاری های حمل کاه وجود داشته باشد / شیرجه بزنید و شاهد حرکت فوق العاده الطیر باشید که به ظرافت تمام در کاه شیرجه می زند .
در بازی مکان هایی وجود دارد که شما نمی توانید وارد آنجا شوید اما با کمی ژانگولر بازی از روی دیوار می توانید وارد مناطق ممنوعه شوید .
در این جا یک سوتی بسیار بزرگ دیده می شود چرا که بعد از گذشتن از جلو سرباز های نگهبان دیگر شما هیچ مشکلی نخواهید داشت و کسی از شما نمی پرسد چرا فردی تا دندان مسلح در منطقه ای ممنونعه در حال بالا رفتناز دیوار است !
سیستم مبارزه در نسخه های کنسولی بسیارنرم و زیبا طراحی شده اما در نسخه pc کمی دشوار تر است . سیستم مبارزه این گونه است شما می توانید از همان ابتدا شمشیر بیرون کشیده و با زدن چندین و چنئ باره کلید حمله دشمنان را نابود کنید که این روش زیاد جالب نیست و در برابر سرباز های حرفهای سیار ناکارآمد است .
روش دوم ایم است که منظر بمانید تا سربازی ها شما را محاصره کنند و سپس یکی از آ«ها به شما حمله ککند شما با فشردن به موقع کلید های مربوطه می توانید حمله دشمن را دفع کرده و به سرع او را از پای در آورید یا این که جاخالی دهید و سپس با حمله ای برق آسا دشمن را نابود کنید و یا می توانید دشمن را گرفت و او را به در و دیوار بکوبیدو یا از بالای ساختمان ها به بیرون پرتاب کنید .
روش سوم مبارزه این است کهاز راه دور دشمنان را با چاقو های پرتابی از پای در آورید ( به شخصه می کویم این روش نا جوانمردانه است و شرافتی در آن یافت نمی شود )
روش چهارم مبارزه این است که دشمنان را بی خیال شده و پا به فرا گذاشته و با بالا رفتن از ساختمان ها و یا مخفی شدن در کاه و استتار دشمنان را فریب دهید . البته در این حال دمنان هم بیکار نیستند و شما را هنگام بالا رفتن از دیوار با سنگ می زنند و یا شما را تا حد مرگ تعقیب می کنند ( در این مورد هوش مصنوعی دشمنان خیلی خوب طراحی شده است )
صلاح های بازی :
به دست چپ الطیر نگاه کنید 

و اما نا گفته ها :
تو طول بازی بعد از هر بار که یک dna به پایان می رسد و در واقع یک فصل تمام می شود دزموند از روی انیموس برخاسته و در محیط آزمایشگاه می چرخد و پس از مدتی بر روی تخت خوابیده و فردا صبح دوباره وارد انیموس می شود . اما نکته این ها کجاست :
از آن جا که حس فضولی در من موج می زند من هر بار کل آزمایشگاه رو زیر ورو کردم و چیز های جالبی نیز گیرم اومد برای مثال زمانی که لوسی حواسش پرت است خودکاری را از روی میزش بر داشتم و یا زمانی که دکتر پشتش به من بود و در حال خوردن قهوه بود من خودکارش رو از تو جیبش بیرون کشیدم و آ« ها را در کمد اتاق خوابم مخفی کردم و توانستم وارد کامپیوتر های لوسی و دکتر شوم و اطلاعات جالبی را بدست آورم برای مثال یک بار در اواسط بازی شخصی به دکتر پیام می دهد که سیب جاودانگی ربوده شد .
و یا فهمیدم که پدر دکتر یکی از تمپلار های زمان حاضر بوده که پسرش را نیز وارد این سیستم کرده
در کامپیوتر لوسی چیز زیادی استخراج نشد فقط من این رو فهمیدم که لوسی با شخصی به نام گلاک gluck در ارتباط است و اطلاعاتی نظیر فعالیت های اخیر دزموند رو به او مس دهد جالب این جاست که تنها در یک برهی زمانی می توانید این پیغام ها رو بخونید و بعد از مدتی ایم پیغام ها پاکک می شود .
در قسمت آیتم های پا شده کامپیوتر لوسی اطلاعاتی در باره شخصیت او بدست آوردم که متوجه شدم برخلاف ظاهر و رفتارش شخصی آرام و کار آزموده است . که تو بازیه دوم این حدس به یقین تبدیل شد
ولی از این ها که بگذریم زمانی که شما در محیط آزمایشگاه هستیم می توانید با دکتر و لوسی صحبت کنید که معمولا اطلاعات زیادی از این صحیت ها گرفته نمی شوداما یک بار زمانی که بالوسی حبت کردم او دست خود را به من نشان داد و دیدم که انگشتی را ندارد . در ابتدا این برایم زیادمفهومی نداشت اما بعد متوجه شدم انگشتی که او ندارد دقیقا همان انگشتی است که الطیر آن را از جا کنده است . تا بتواند از تیغه های مخفی خود استفاده کند .
دکتر : از یک سرنک به عنوان اسلحه اصلی و سم به عنوان سلاح برد دار استفاده میکنه
کرتسان : از بادبزنی که در سر آن تیغ وجود دارد به عنوان سلاح اصلی و سلاح دوم تبر و ویژگی های او بمب دودزا تفنگ و تغییر چهره است

جلاد : از تبر به عنوان اسلحه اصلی و قابلیت تغییر چهره دارد

بانک دار : از چنگک دست خود به عنوان اسلحه اصلی و ویژگی های او استفاده از بمب دودزا تفنگ چاقوی پرتابی افزایش سرعت در حال دویدن تغییر چهره برای به دام انداختن برای اجرای حرکت lure

کشیش : از خنجر به عنوان تنها اسلحه استفاده میکند

شکارچی : از switch blade یا همان چاقوی ضامن دار که مانند hidden blade به دست او بسته شده به عنوان اسلحه اصلی استفاده میکند

آرایشگر : از یک تیغ که مانند hidden blade است اما در مشت او جا سازی شده است استفاده میکند

افسر : از یک خنجر و چاقو پرتابی استفاده میکند

مهندس : از یک پرگار به عنوان اسلحه اصلی و استفاده میکند

قاچاقچی : از هیدن بلید استفاده میکند

راهزن : از دو چاقو به عنوان اسلحه اصلی استفاده میکند

دزد : از یک خنجر استفاده میکنه

دلقک : از دو خنجر به عنوان اسلحه اصلی استغاده میکند

آهنگر : از یک پتگ استفاده میکند

زمانی برای درخشش
بله، بالاخره انتظار به پایان رسید. پر آوازهترین بازی سال، شاید قرن بالاخره منتشر شد! بازی L.A Noireمنتشر شد!!!!
بد از مدتها بازی L.A Noire که توسط ...
S16 به اون هشدار داد که باید چیز هایی که برایت مهم هستند رو از دست بدی همون طور که الطائر استارش زو و اتزیو خانواده و کریستینا و شهرش رو از دست داد و S16 زندگیشو انا چرا باید چیز های مهم رو از دست بدن تنها یک جواب هست چون چیز مهم تزی زو که PoE باشه رو به دست میارن
اما آیا دزموند لوسی رو کشت نه اصلا" PoE این کار رو کرد اگر به یاد داشته باشید اتزیو وقتی از اون استفاده میکرد جونش رو یه اتمام می زفت و کنترلش رو از دست میداد اما سریعا"جونش پر میشد پس این نشون میده که PoE مثل شمشیر دو لبه هست هم یاهات دوسته هم دشمن چیز های با ارزش رو میگیره و چیز با ارزش دیگه ای بهت میده آیا لوسی وااقغا" مرده باید تا آبان صبر کنیم چون کارگردان RevelationS گفته این فقط یک بازی نیست و پر از رازه که ذهن همه ما گیمر ها شدیدا" مشغول شده